تبليغاتX
وبلاگ بچه های دانشگاه هاروارد شهریار

وبلاگ بچه های دانشگاه هاروارد شهریار

گمان نميكنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين (دانشجويان پيام نور شهريار) وجود داشته باشد

اعتراض

درود به شما دانشجویان مستعد و مشروط شده و نشده ی ابــَر دانشگاه عظیم پیام نور شهریار!!!

سال نو رو هر چند دیر به همه ی شما عزیزان تبریک میگم و امیدوارم سالی پر از پول و نوآوری و شکوفایی براتون و مخصوصا برامون باشه! خلاصه اینکه از تعطیلات لذت های لازمه رو برده باشید تا وارد فصل امتحانات بشید و همش از چشم و چالتون بزنه بیرون!

چیزی که امروز میخوام بگم اینه که چند وقتیه که گوگل اسم خلیج فارس رو به خلیج عربی تغییر داده ، لطفا به آدرس زیر برید و مراتب اعتراض خودتون رو به این امر اعلام کنید. وقتی که تعداد اعتراضات به ۱ میلیون برسه تغییر نام فورا انجام میشه و دوباره نام زیبای خلیج فارس رو خواهیم داشت. اگر ذره ای وطن پرستی دارید به این سایت برین و به همه ی آشنایان هم بگید که برن. کافیه روی دکمه ی پایین صفحه کلیک کنید و در قسمت بعد اسم و ایمیل خودتونو بنویسید و دوباره روی دکمه ی پایین صفحه کلیک کنید و درصفحه ی آخر برای تایید نظرتون روی دکمه ی موجود کلیک کنید. حتی ۱ دقیقه هم طول نمی کشه:

اعتراض به انتخاب نام جعلی برای خلیج فارس

هنوز به تعداد نسبتا زیادی رای احتیاج داریم ، پس اگر به هویت خودتون و نام خلیجی که هزاران ساله به نام ما شناخته میشه علاقه دارید ، لطفا نگذارید که نام زیبای خلیج فارس به نام کریه ، بی معنی و بی ریشه ی خلیج عربی تبدیل بشه...

مرده باد تمام دشمنان پست فطرت ایران و وطن فروشان دون صفت و خودفروختگان فرومایه که ایران سر بلند کابوس آنهاست...

پاینده باشد ایران ، نام ایران و تمام وطن پرستان ایرانی... بدرود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:18  توسط استاد نخجوانی  | 

نخجوانی علیه امنیت ملی!!؟

سلام به همه...

امروز به دلیل حفظ امنیت ملی مجبور به حذف عکس ها شدم. چون دیروز از طرف تعدادی از سربازان گمنام امام زمان (همان کارکنان عزیز و زحمتکش وزارت اطلاعات) مورد تهدید قرار گرفته و مقدار زیادی مرتعش شدم.

خدا رو شکر از شلوارم بخار بلند نشد  اما هنوز دارم تیک عصبی میزنم از شدت ترس

انشاءالله که دست از سرمون بر دارن. من از اونجا که عربه نی انداخت زیاد خوشم نمیاد  آخه حالا نی به درک ٬ عربه رو چیکار کنم؟  پس به سرعت عکس های فوق محرمانه رو حذف کردم.

مؤید باشید.                                     <<نخجوانی>>

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:53  توسط استاد نخجوانی  | 

عیدتان مبارک!

سلام به شما عزیزان دانشجو

امیدوارم از ما نا امید نشده باشید یا برامون حلوایی چیزی پخش نکرده باشید که پولتون به باد رفته!  

این چند وقته دانشگاه اینترنت شخصی مارو قطع کرده بود و البته مطلب مهمی هم نداشتیم که تقدیم حضورتون کنیم. خلاصه الان که هنوزم اینترنتمون قطعه از کافی نت سر کوچه اومدم

عید قربان رو به همتون تبریک عرض میکنم و امیدوارم شب یلدا یا همون شب چله ٬ که از سنت های قدیمی و زیبای ایرانیان هست به همه خوش بگذره.

هوی دکتر بافوریان... اومدنتو تبریک گفتیم خیلی حال کردی رفتی تو کما؟ یا جنس پیدا نکردی؟ بابا من نیستم دو تا مطلبی چیزی بذار دیگه. خلاصه بپا کارت به کمیته ی انضباطی نیفته.

با عرض معذرت از دوستان دیگه ٬ این اخطا رو لازم دیدم. اگر کسی عکس یا فیلمی از مراسم روز دانشجو داره حتما به ماهم بده تا بذاریم ٬ مارو که دعوت نکردن

پاینده باشید.                              <<نخجوانی>>

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 20:37  توسط استاد نخجوانی  | 

تبریک روز میلاد امام رضا...

به تمام دانشجویان غیورشهریار تولد با سعادت امام هشتم را تبریک میگم  

دانشجویان عزیز ٬ مطلب پایین رو بخونید و نظر بدید

در ضمن یه خبر داغ دارم براتون... ورود دکتر بافوریان رو هم به وبلاگ تبریک عرض میکنم و از اینکه قبول زحمت فرمودن و با ما همکاری میکنند تشکر می کنم.

خوش اومدی دکتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:23  توسط استاد نخجوانی  | 

دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم 1 تا ترم 8

سلام به دانشجویان عزیز. این مطلب توسط یکی از دانشجویان برای من ارسال شده که براتون میذارم.  (در صدد انجام عملیاتی هستم تا همه بتوانند مطالبشون رو ارسال کنند.)

 

لطفا نکات زیر را رعایت کنید:

۱. نظرتون رو اعلام کنید تا هم از نظراتتون آگاه بشم و هم اعلام موجودیت کرده باشین.

۲. در نظر سنجی مربوط به بسیج شرکت کنید.

۳. توصیه ای ایمنی استاد رو جدی بگیرید و با کمال جنبه این مطلب رو تا آخر بخونید.

 

دختران دانشجوی دانشگاه های دولتی از ترم  1  تا ترم  8:

 

 ویژگی های کلی: این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

 

خصوصیات دانشجویان دختردولتی:

 

 ترم  1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف( پ- س – ر) یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR  میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!  فقط برای عملیات قضای حاجت به WC  می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

 

ترم  2  همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی

دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

 

ترم  3  - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC  قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا  4  جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!

 

ترم  4  با واژه BF  آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC  میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم  4  درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3  – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!) شروع میکنن به نوشتن جزوه ! هر  2-3  شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

 

ترم  5  یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF  ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC  کار دارند!چون BF  دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF  دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ روبرو دانشگاهست و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF  شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک .......   می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از  10  دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

 

ترم  6  خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

 

ترم  7  به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

 

ترم  8  دوباره آدم میشوند.(چادر سر میکنن یعنی تازه می فهمن که به چادریا وام میدن!!!) دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من واقعا لذت می برم میبینم که این جوونا رو .......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.!!بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند.

 

این اخر داستان ما .........

ادامه دارد در مورد بچه های ازاد که دنیای مجزای با بچه های سراسری دارند..........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 23:40  توسط استاد نخجوانی  | 

کشف راه حل مشکل وبلاگ توسط دانشمند شهیر استاد نخجوانی!

سلام به عزیزان دلم یعنی شما دانشجویان بیچاره که توی اون قبرستون! ... ببخشید ٬ اون دانشگاه درس می خونین.

اول از همه راه حل مشکل نصفه باز شدن وبلاگ رو که توسط خود عالیجنابم کشف شده رو بهتون بگم.

بعد از باز شدن وبلاگ به صورت نصفه ٬ به جای ۲ به توان n بار ريفرش كردن كافيه يك بار دكمه ي Go رو كه در بالاي صفحه سمت راست قرار داره فشار بدين. وبلاگ به سرعت و به طور كامل باز ميشه.    (تكبير )

دوم اينكه به اون دسته از دوستاني كه با اردوي بسيج رفته بودن مشهد ، زيارت قبول ميگم. ما رو كه نبردن.

تا رفتيم گفتيم ما هم ميايم با اردنگ پرتمون كردن بيرون كه برو مرخصي بگير بعد بيا. مرخصي هم كه رفتم بگيرم هنوز دهن باز نكرده يه اردنگ ديگه نوش جان كردم و وسط حياط فرود اومدم. براي پرهيز از اردنگ سوم هم كلا بيخيال مشهد شدم تا آقا ما رو هم بطلبه.

خلاصه كه بعدا حال همشونو مي گيرم . اگه نگيرم ديگه نخجواني نيستم ، بهم بگين اراكي .

اگه عكسي از مشهد جور شد حتما براتون ميذارم.

پاينده باشيد.                               <<نخجواني >>

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 16:9  توسط استاد نخجوانی  | 

یه سری عکس جدید...

سلام به عزیزان دانشجو...

امروز با ۱ سری عکس اومدم اما قبلش اینو بگم که اینترنت اکسپلورر ۶ این وبلاگ رو نصفه باز می کنه... باید یه چند باری رفرش کنید تا بیاد. اشکال به هیچ وجه از وبلاگ نیست.

خب بریم سر اصلیات مطلب:

این دو تا عکس از کمبود دستگاه در بخش برادران بوفه ( بوفه چیه... بازار کوفه ٬ لامصب همه فن حریفه. از کپی گرفتن و غذا تا سایت  خلاصه از آفتابه تا ماهواره! ) حکایت میکنه.

البته خب یکی از علل کمبود دستگاه بختک شدن بعضی ها روی اون هست (اصلا منظور به صاحب عکس نیستا ) این عکس با فاصله ی زمانی گرفته شده.

دو تا دیگه...

و اینک ٬ استاد تقدیم می کند ... عکس دیگری از شخصیت محبوب دانشگاه...  

و در آخر یه حرفی دارم. اگه دیده باشین یه نفر به اسم « یه دختر خوب » نظراتی رو ابراز داشتن. اولا از ایشون تشکر می کنم و امیدوارم این حرکت انقلابی! فراگیر بشه.

و اما بعد باید به ایشون عرض کنم کسی نگفته شما از اون ماجرا ناراحتین... به کلمه ی اگه دقت کنید که قبل از اون حرفی که زده شده اومده. بعد از اونم شما که به این همه پسر سلام می کنین (چقدر هم که پسر زیاده توی اون خونه ی عجایب! ) ٬ فکر نمی کنین اول باید به پسرای رشته ی خودتون سلام می کردین؟ خب الان خوبه پسرای کامپیوتر بگن با همونا که بهشون سلام می کنید گردش برین ؟ 

اما خب اونا اینو نمیگن. بس که با مرام و آقا هستن میگن سلام کنید تا علیک سلام بشنوید. فکر نمی کنید جمعیت دخترا یه ذره  خیلی کوچولو!  بیشتره؟ خب پس شما که تو اکثریت هستین یه سلامی بدین تا اقلیت ها هم دفعه ی بعد سلام کنن. اینجوری با هم match میشین. اونوقت شاید گردشم رفتین با هم.

شما که پایه اید ٬ پسرهای کامپیوترم واسه اینجور برنامه ها دسته اند . (حالا بزنه همه کار داشته باشن آی من ضایع بشم  ضایعمون نکنین بچه ها )

در ضمن آقایون مهندسی رو هم زیاد جدی نگیرید و مثل آقای «الف» سعی کنید از ذهنتون پاکشون کنید. بد عادت میشینا! از من گفتن

 ولی حالا خودمونیم ٬ اگه براتون مهم نبود نه با پسرا دعوا می کردین و نه به اون همه پسر سلام می کردین. اگه بد میگم با شماره ی مستقیم دفترم تماس بگیرید تا ۳ سوت تعلیقی بزنم بهتون حظ کنید.

خلاصه اینکه همین دیگه. اگه کسی می خواد مطلبی توی این وبلاگ بذاره کافیه تو نظرا یا به یکی از بچه های کامپیوتر (مخصوصا اونایی که عکسشون هست) بگه تا باد به گوش من برسونه یه کارایی براشون بکنم.

در پناه حق و پاینده باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 14:54  توسط استاد نخجوانی  | 

باز هم استاد

سلام به شما عزیزان دانشجو...

باز هم اومدم تا در خدمت شما عزیزان باشم. ببخشید که یه مدت آپ نکردم آخه سرم شلوغ بود. ایشالا به زودی عکس های جدیدی از خانه ی عجایب و بر و بچه های اونجا میذارم.

حالا می رسیم به خبر...

 اولین خبر اینکه صبح امروز که دوشنبه باشه جناب دکتر احمدی مدیریت محترم دانشگاه پیام نور توی رادیو جوان به ایراد سخنان گهرباری درباره ی ثبت نام دانشجویان آموزش از راه دور یا به قول خودشون آزمون محور پرداختند و ما نیز حسابی کیفشو بردیم. آخه به تعداد n تا دانشجو میخوان بگیرن واسه همین کار (تعجب نکنید. اشتباه تایپی نیست. n تا یعنی هیچ محدویتی برای تعدادش وجود نداره. فکر کنم ایندفعه فراگیرها هم آتیش بگیرن) بعد میگن آموزش از راه دور چیه؟ ما همش از راه نزدیکیم.

و حالا میرسیم به خبر داغ هفته ی گذشته که چیزی نیست جز گرد و خاک کردن دخترها و پسرهای کامپیوتر... (از این به بعد علوم کامپیوتر رو به صورت کامپیوتر ٬ مهندسی نرم افزار رو به صورت مهندسی و فناوری اطلاعات رو به صورت آی تی میگم)

من که او روز نبودم ولی از بچه های کامپیوتر شنیدم. خب بابا چرا دعوا؟ پسرها کلا جمعیت صلح جویی هستن!!! (شهاب ثاقب بخوره وسط اون خونه ی عجایب اگه دوروغ بگم ) بیاید بشینید سر میز مذاکره با دیپلماسی حلش می کنیم خب... اگه از اینکه عکستون تو وبلاگ نمیاد ناراحتین خب کاری نداره که ٬ عکس بگیرید از خودتون با ایمیل برسونید دست من یا توی دانشگاه به یکی از بچه های کامپیوتر بلوتوس کنید. (این قسمت در مورد همه بود)

خلاصه اینکه اگه پسرها به نظر شما از دماغ فیل افتادن بدونید که سخت در اشتباهید. من خودم اون موقع ها از دماغ کروکدیل افتاده بودم دوستمم از دماغ گودزیلا!!! خب آدمیزاده دیگه... با هم فرق دارن ٬ دست خوشون که نیست!

این گوشه گیری پسرها هم که توی رشته ی کامپیوتر می بینید از این نیست که خودشونو می گیرن ٬ واسه اینه که خیلی محجوب و آقا و با جنبه و ... (چند هزار خصوصیت خوب دیگه! ) هستن و نمی خوان اشخاص معلوم الحالی مانند آقای <<الف>> رو سر مشق خودشون بکنن. خانم هایی هم که این آدمو می بینن بد عادت نشن ٬ کلا از ذهنتون پاکش کنین چون فعلا این مرض مسری که ایشون دارن به بقیه (جز تعداد محدودی که تحت نظارت دقیق و در قرنطینه ی کامل هستن) سرایت نکرده.

هوی آقای <<الف>>  دو متر از زبونت داره زیر پات میکشه رو زمین  و عین حلزون رد میندازه پشت سرت... بپا زبونت زیر پات گیر نکنه عمویی... (با بقیه ی قربانیان این بیماری مسری که بعضیا بهش میگن زود جوشیدن با دخترا اما ما چیز دیگه صداش میکنیم هم هستم.)

در آخر لازم  می بینم یه تبریک مختصری هم خدمت دوست و شاگرد عزیزم آقای دل زنده بگم. البته باید بهشون در طی این سالها که پیش من واحد پاس می کنه یاد میدادم سر وقت بره جایی. ایشالا این ترم میندازمش تا ترم بعد بهش یاد بدم. اینم نوار تبریک برای ایشون که پخش می کنم:

تولد ٬ تولد ٬ تولدت مبارک! مبارک ٬ مبارک ٬ تولدت مبارک ...

اوه اوه ضایع شد... نوارو اشتباهی آورده بودم  خلاصه پیوندتون مبارک دیگه.

پی نوشت: اون خبرنامه که کنار وبلاگ می بینید برای اینه که توش اسم و ایمیل خودتون رو ثبت کنید تا وقتی وبلاگ آپدیت شد بهتون خبر بدم. حتما عضو بشید.

دیگه باید برم که کلی سرم شولوغه. پاینده باشید.                       <<نخجوانی>>

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 20:9  توسط استاد نخجوانی  | 

افطار

سلام علیکم... عیدتون مبارک!!!

همونطو که میدونید یا نمیدونید (اگه نمیدونید به من ربطی نداره... این مطلب روبخونید تا بدونید) یه مراسم افطاری به همت زحمتکشان عرصه ی بسیج در تالار شباهنگ منعقد بود. ما رو که دعوت نکردن اما گزارشی از این مراسم رو که نوشته ی یکی از بچه های رشته ی علوم کامپیوتر هست ( که خیلی با مرام هستن و گل سر سبد مجلس بودن ) با تعدادی عکس براتون میذارم:

بریم سر وقت عکس ها... (می بخشید که از بقیه ی رشته ها و مخصوصا از هیچکدوم از جمعیت سیل آسای دختران عکس نگرفتم... دفعه ی بعد خودشون داوطلب بشن ٬ ما  که حرفی نداریم.)

عکس اول مربوط به دو تا از افراد زحمتکش این خانه ی عجایب (دانشگاه شهریار) هست که دو تا از بکس با مرام رشته ی کامپیوتر هستن:

A & S

عکس بعدی از شخصیت بسیار محبوب و محجوب دانشگاه هست که خودش حکم یه اثر هنری در سبک کوبیسم رو داره:

تصویر بعد مربوط به زحمتکش دیگری از رشته ی کامپیوتره که ملقب به القاب مختلف از طرف شخص ملکه ی انگلستان هستن و در این مراسم مسئولیت خطیر فیلمبرداری رو به عهده داشتن:

حالا میرسیم به اصل مطلب. جناب آقای دکتر احمدی ٬ ریاست محترم دانشگاه پیام نور که در طی سخنرانی دو شاخ بزرگ رو سرمون سبز کردن و به قولی همه ی اونا که می فهمیدن رو تبدیل به بز کردن.

ایشون در طی سخنرانی تاریخیشون فرمودن:

« دانشگاه پیام نور چهارمین دانشگاه بزرگ دنیا و دومین ابر دانشگاه خاورمیانه هست (خاورمیانه یا آسیا... درست یادم نیست چون سرم به شدت به خاطر اون دو تا شاخ میخارید!!!) »

آخه بابا جون یکی نیست بگه اگه ما چهارمین دانشگاه دنیا بودیم وضعیتمون این بود؟ وقتی استاد روز اول مهر رو می پیچونه دیگه چه کشکی؟ اگه ما چهارم باشیم بیچاره اونایی که پنجمن... چه عذابی می کشن اونا ٬ فکر کنم مقام بعدی مال اردوگاه کار اجباری هیتلر باشه!!!

درادامه ایشون فرمودن که:

« ما ۹۵٪ از داشجوهامون (یعنی پیام نوریا) از طریق آزمون سراسری انتخاب میشن و زیر ۵٪ از طریق فراگیر هستن. »

خدا وکیلی آدم وقتی این حرفو میشنوه مخصوصا اگه سراسری باشه تا تهش شعله ور میشه. اگه با این نظر جناب دکتر موافقید کافیه با مدیریت وبلاگ تماس بگیرید. (تمام عواقب بعد از تماس از جمله مورد فحاشی قرار گرفتن بر عهده ی متقاضی می باشد!!!)

لازم میبینم تشکری نیز به خدمت حجت الاسلام عباسی تقدیم کنم که تشریف فرما شدن... تقّی به خدمتتون!!!!!!! و تشکر مخصوصی هم از اون بچه های گوگولی مگولی بکنم که با سرودشون کلی حال کردیم.(حیف که صدای آهنگ از صدای بچه ها بیشتر بود.) ایشالاجای « بک استیریت بویز » رو می گیرید!!!

یه تشکر دیگه هم باید از مجری برنامه بکنم که با عبارات عجیب و متحیر العقولشون مثل « ما رو به یاد بچگیمون بردن!!!! » به پر بار تر و البته طنز آمیز تر شدن مجلس کمک کردن.

فقط موند یک نکته اونم اینکه بعد از اینکه مارو تا ساعت ۸ (یا بیشتر) نگه داشتن ٬ به سمت به قول خودشون « سرویس » ها رفتیم. آقا اگه نمی تونید خب سرویس نگیرید. وضعیت جوری بود که یک سری از دانشجو ها به دلیل خستگی زیاد و نبود جا روی کف اتوبوس نشسته بودن!!!

حالا این به درک ٬ کدوم « سرویسی » که از طرف دانشگاه گرفته شده موقع پیاده کردن ازت پول می گیره؟!!  اینم به جهنم ٬ حالا چرا مسیر ۱۷۵ تومنی رو ۴۰۰ تومن حساب میکنه؟!! دیگه الله اعلم!!!!!!! بابا انصافتو شکر...

ما هم که ۴۰۰ تومن رفت تو پاچمون.... اما سگ خور!!! به خندش می ارزید.

پاینده باشد.                                                       « نخجوانی »

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 22:49  توسط استاد نخجوانی  | 

بسمه تعالی

اعوذ بالله من الشیطان رجیم

بسم الله رحمان رحیم و بهی نستعین انهو خیر ناصر و معین

با سلام به تمام شما عزیزان دانشجو از سال اولی (همون چس ترم خودمون) تا سال آخری (بابا بزرگ های رشته ها) و اون مشروطیای بیچاره و خرخون های بد بخت.

شروع این سال تحصیلی جدید یعنی ۸۷-۸۶ رو به همتونتبریک و تسلیت عرض می کنم و امیدوارم مثل توی کلاس ها ، موقع دیدن نتایج هم بخندین.

استاد نخجوانی هستم استاد دروس مختلف فوق الذکر در کناره ی وبلاگ ، و معروف به استاد اعظم و آچار فرانسه. امیدوارم بتونیم در کنار هم یه حالی ببریم و حظی بکنیم و ...

خلاصه خوش بگذرونیم. این وبلاگ برای بحث آزاد و گذاشتن مطالب جالب و اخبار و غیره از اون جایی که میریم (اسمشو گذاشتن دانشگاه...) هست. هرگونه نیش ، کنایه ، طنز و ... که در باره ی دانشگاه یا کادر اون و البته جالب باشه مورد تشویق قرار می گیره.

فقط خواهشا از دادن هرگونه دشنام به اساتید محترم و محترمه خودداری نموده ، فقط آن ها را مورد لعن و نفرین قرار بدین. البته خودم که اینقدر باحالم کسی بهم لعن و نفرین نمی کنه و همش مورد لطف شما و مرحمت باری تعالی هستم.

این هم خوشامدگویی ما اساتید و بچه های قدیمی به شما تازه واردا (همون چس ترمای فوق الذکر):

خوش اومدی گوگولی بابا!!

خب ، این اولین پست بود. انشاالله این وبلاگ کلی فراگیر بشه تو اون مکان (همون دانشگاه) و بچه ها بیان و اینجا رو منور کنن.

به امید دیدار و با آرزوی موفقیت.                                                                   <<نخجوانی>>

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 1:8  توسط استاد نخجوانی  |